سیره سیاسی امام زین العابدین

خرید بک لینک

سیره سیاسی امام زین العابدین :قال رسول الله( صل الله علیه و آله : ان اسلام بداء غریبا و سیعود غریبا کما فطوبی للغربا. قیل یا رسول الله : و ما الغربا؟ قال : الذین یصلحون عند فساد الناس.

انسان موجودی است زمان مند و مکان مند، که در بستر زمان و مکان به رشد بالندگی و شکوفائی می رسد. شرایط زمانی و مکانی در زنگی و شکل گیری شخصیت انسان تأثیر گذار است. حوادث و اتفاقات و رخدادها اعم از اینکه خوشحال کننده و بهجت انگیز و سرور آفرین باشد، یا درد آورد و مصیبت بارو تراژدیهای غم آنگیز و حزن آور. در زندگی انسان نقش تعیین کننده دارد. تحولات عظیمی و بزرگی که در یک جامعه در یک بستر زمانی خاصی رخ دهد، افراد جامعه را به سمت و سویی جهت می دهد، زندگی افراد آن جامعه را متحول و دیگر گون می سازد به گونة که نگاه انسان نسبت به زندگی عوض می شود، این حقیقت انکار ناپذیر در فرایند تأثیر پذیر انسان از وضعیت زمانی و مکانی است. بنا بر این آنچه برای یک انسان که می خواهد زندگی خویش را به سمت و سوی اهداف والا سوق دهد، شناخت زمان است که به این معنا که انسان نسبت به زمانش آگاه باشد، تا در پرتو آن، در جهت گیریهایش، دچار سر درگمی نگردد؛ از این روی، می بینیم که ائمة روی این موضوع حساس انگشت گذاشته اند، شیعیان و پیروان شان را به طور کلی نسبت به شناخت زمان عصر خویش، توصیه و ترغیب نموده اند:

( العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس). کسی شرایط زمانش را درک کند و آن را بشناسد، پوشیدگیها بر او هجوم نمی آورد و سرش کلاه نمی رود. اما وقتی قاعده و قانون و ضابطه را که در این رایت نورانی بیان شده، در زندگی خود آئمه پیاده می کینیم می بینیم که آنها در این راستا نیز در رأس همه انسانها در طول تاریخ قرار دارند. و در تاریخ دویست و پنجاه سالة که امام معصوم ما در میان مردم بودند، روش زندگی سیاسی و سبک و شیوة مبارزاتی آنان نسبت به همدیگر متفاوت است. که این مسئله بر می گیردد به همان نکته زمان شناسی آنها. در این میان، سیره سیاسی و مبارزاتی امام زین العابدین علی ابن الحسین« علیهما السلام» هم نسبت به امامان قبل از خودش و هم نبست به امامان بعد از خودش تفاوت اساسی و بنیادی دارد که در قالب دعا و نیایش عرضه شده است و این مسئله زمینه ساز این ذهنیت گردیده که آن حضرت بعد از قضیه و تراژدی غم انگیز عارشورا، از جامعه کنار رفته و به عبادت و دعا مشعول گردیده است. گویا به ظاهر از امامت و رهبری امت چشم پوشیده است. حال در این جا این پرسش به دهن می اید که آیا حقیقتا قضیه اینگونه بوده است که در یک تحلیل عامیانه و ساده لوحانه از بررسی زندگی امام سجاد به ذهن می آید؟ و بر فرض اینکه مسئله اینگونه نبوده پس چرا امام سجاد این روش مبارزاتی را انتخاب نموده و چه عامل باعث گردیده که یک امام با تمام مسئولیت الهی که نسبت به جامعه اسلامی دارد، سیره سیاسی و متد و روش مبارزاتی خویش را در قالب دعا و نیایش عرضه کند؟

برای اینکه ما به پاسخ عمیق و دقیق و قانع کننده به این پرسشها برسیم باید شرایط زمانی که امام در آن قرار داشت، مورد بررسی قرار بدهیم. آنچه که از تاریخ زندگی آن حضرت بر می آید، عوامل متعددی دست به دست هم اده است که امام سجاد، شیوه مبارزاتی و سیره سیاسی و اجتماعی خویش را اینگونه بر گزیند و با درایت و تدبیر عمیق اسلام راستین را از غربت و اندراس نجات بخشید و در کالبد بی و جان روی به تحریفش، روح تازة بدمد که مهمترین این عوامل عبارت اند از :

1- حکومت و قدرت بنی امیه در عصر امام سجاد، بنی امیه تنها قدرت بلا منازع بود که همه جغرافیائی جامعه اسلامی را در اختیار داشتند، قدرت بنی امیه در مقام مقایسه نسبت به بنی عباس، خیلی بیشتر بود؛ زیرا همزمان با حکومت بنی عباس، دو قدرت سیاسی دیگری نیز در جهان اسلام حکومت می کردند، یکی فاطمیان در مصر بود و دیگر، حکومت بنی امیه در اندلس و اسپانیا. این دو قدرت سیاسی خلافت بنی عباس را قبول نداشتند. امام بنی امیه اینگونه نبود. بنی امیه در اثر تبلیغات و تطمیع و گمراه نگهداشتن جامعه آن روز، چنان عرصه را برای خاندان پیامبر تنگ کرده بودند که امام زین می فرماید: در شهرهای بزرگی چون مکه و مدینه بیست نفر یافت نمی شود که دوستدار ما باشند. از جمله کارهای تبلیغاتی که می کردند این بود: یک فرد بسیار معتبر و وجیه و نام و نشان داری از مرکز خلافت از این دِه به آن دِه و از این شهر به آن شهر حرکت می کرد. در هر دِه و هر شهر مردم را جمع می کرد و می گفت مردم یک کسی بر سر راه پیغمبر آمد و راه ایشان را بست تا پیغمبر را از بالای دره ای به زمین پرتاب کند. می دانید این فرد که بود؟ او علی بن ابی طالب بود. آی مردم لعنت کنید. این یک ذره از آن تبلیغات است که ما می دانیم. جریان عظیمی برای تبلیغات پدید آمده بود تا خاندان پیغمبر صلی الله علیه و آله در انظار مردم تبدیل به بزرگترین دشمن اسلام شوند.

یک داستان مشهوری است که من خودم شک کردم مگر می شود یک چنین حرفی زده شود؟ بعد دیدم در تاریخ طبری آمده است. در تاریخ طبری آمده در جنگ صفین یک جوانی جلو آمد. این طرف یکی از فرماندهان سپاه امیرالمومنین علیه السلام به نام هاشم بود. او مرد بسیار بزرگی بود. فرض کنید همتای مالک اشتر بود. انسان بسیار بزرگ و صاحب شخصیتی بود. در جنگ صفین شهید شد. مرد بسیار بزرگی بود. آن جوان گفت شما چطور دنبال این کسی که نماز نمی خواند جهاد می کنید؟ هاشم پرسید چه کسی را می گویی؟

آن جوان نام امیرالمومنین علیه السلام را برد. هاشم گفت این شخصی که تو میپنداری نماز نمی خواند، اولین شخص عالـَم است که با پیغمبر نماز خوانده است. توضیح داد، توضیح داد تا اینکه آن جوان متعجب شد و گفت به ما گفته بودند علی نماز نمی خواند. ممکن است این حادثه واقعی نباشد اما داستان تبلیغات واقعا تا اینجا پیش رفته بود. وضع تا این حد بد شده بود.

عوامل دخیل در سیره سیاسی امام سجاد:

1- قدرت بلا منازعه بنی امیه و تلاش آنا برای از بین بردن اسلام.

الف- سبب علی در مدت 80 سال. بنی امیه برای مردم این گونه تبلیغ کرده بود که در شب عقبه علی ابی می خواست پیامبر را در کام دره بیاندزد و نابودش کند پس او را لعن کنید.

ب- به وجود آوردن وضعیت خفقان و ترس در جامعه اسلامی: داستان گمنام زندگی کردن یکی از فرزندان امام حسن که در لحضات مرگ خودش را فقط برای فرزندش معرفی کرد.

ج- نابودی قسمت عمده از شیعیان مدینه در قضیه حره توسط بنی امیه و اهانت به مسجد النبی. تدبیر مام سجاد در بر خورد با این مشکل برای حفظ خودش و خانواده اش.

د- به آتش کشیدن بیت الله الحرام توسط عمال بنی امیه.

2- قدرت بنی زبیرو اعمال ضد اسلامی آنان:

الف – کشتن ده هزار نفر از شیعیان به همراه مختار در کوفه.

ب- جلو گیری و تحریم فرستادن صلوات بر پیامبر و آل. چنان شیعیان آسیب دید و نابود شد که امام سجاد می فرماید در شهرهای برزگ چون مکه و مدینه ما بیست نفر یاور نداریم. امام سجاد وضعیت خودش و خاندانش به وضعیت بنی اسرائیل در عصر فرعون تشبیه می نماید، وقتی دانشمند مصری از حضرت وضعیت و شرایط به وجود آمده را موردپرسش قرار می دهد.

3- وضعیت درونی بنی هاشم و منازعه محمد حنفیه برای امامت، که شهادت دادن حجر الاسود به امامت امام زین العابدین.

4- دنیا گرائی مردم مدینه که شهر پیامبر را تبدیل به مدرسه رقصان کرده بود.

کار های مهم امام سجاد برای تجدید اسلام :

1- زنده نگه داشتن بعد عاطفی قضیه عاشورا در قالب گریه های جانسوز در سی و پنج سال، تا احساسات مردمی که خاندان پیامبر را یاری نکرده اند تحریک گردیده و در این جهت احساس گناه کنند و نفرت شان از کفر آشکار بنی امیه تشدید شود.

2- تحکیم بنیانهای اعتقادی مردم و عرضه ی معارف و خالص اسلام که فراموش شده بود، در قالب دعا و نیایش.

3- تربیت شاگردان عالم و اسلام شناسان ماهر و اصحاب سری چون ابوحمزه ثمالی که امام مهم ترین معارف توحیدی را در قالب دعای شریف ابوحمزه که بیشترین تأکید را روی خدا شناسی و فرجام شناسی نموده که حقیقتا به فراموشی سپرده شده بود.

4- تربیت نمودن بیش از هراز بنده و آزادی آنها که هر کدام جزء عالمان و خدا باورانی بودند که شالوده مجدد تشیع نابود شده شکل دادند. پس از اندک زمانی رفتاری مدبرانه امام چنان وضعیت مکه و مدینه را تغیر داد، که وقتی در ایم حج به سمت مکه حرکت می کرد، گویا همه مدینه پشت سر آن حضرت به حرکت در می آمدن و صف انبوه از عالمان و دانشمندان به دنبال علی ابن الحسین به راه می افتادند که شکوه و جلالش حاکمان سردمداران بنی امیه خیره می کرد چنان که جریان استیلام حجر الاسود، مردم چنان تحت تأثیر ابهت امام قرار می گیرند، مسیر را برای او باز می کنند، این در حالی است که هشام ابن عبدالملک نتوانسته دستش را به حجر الاسود برساند. در مواجهه با این صحنه، خودش را به نادانی میزند. فرزدق شاعر توانمند شیعی امام سجاد را در حضور هشام برای شامیان معرفی می کند:

هذا الذی تعرف البطاء وطأته * و البیت تعرفه والحل و الحرم*

هذا ابن خیر عبادالله کلهم* هذا التقی النقی الطاهر العلم*

هذا الذی احمد المختار والده* صلی علیه الهی ما جری القلم*

هذا علی رسول الله والده* امست بنور هداه تهتدی الامم*

هذا الذی عمه الطیار جعفر* والمقتول حمزة لیث حبه قسم*

هذا ابن سیدة النسوان فاطمة* وابن الوصی الذی فی سیفه نقم*

یغضی حیاءا و یغضی من مهابته* فلا یکلم الاحین یبتسم .

5- بیان مهم ترین مسائل سیاسی در قالب دعا در صحیفه سجادیه


شبنم احساس...

ما را در سایت شبنم احساس دنبال می‌کنید

برچسب: سیره,سیاسی,امام,العابدین, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 22:51

صفحه بندی